![]() |
![]() |
|
| عاشقی ممنوع! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 13:19 توسط حسنا! |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 23:41 توسط حسنا! |
|
|
بر لبانم غنچه لبخند پژمرده است نغمه ام دلگیر و افسرده است نه سرودی؛ نه سروری نه هماوازی نه شوری
من از این آهنگ یکسان و مکرر عاصیم من سرودی تازه می خواهم
می جویم من به هر آیین و مسلک کو، کسی را از تلاشش باز دارد یاغیم دیگر من تو را در سینه امید دیرینسال خواهم کشت
افتخاری آسمان گیر و بلند آوازه می خواهم
بمانم در خاک خویشتن خاموش
روح خویش من تن همه گلهای وحشی را نوازش می کنم هر روز جویبارم من که تصویر هزاران پرده در پیشانیم پیداست
اینگونه در یک دخمه بی پرواز ماندن؟
گوش سنگین خدا از نغمه شیرین ما پر بود
چو بید از باد می لرزید
سرشار از تکان و تازگی باشد
بپذیرد
"
اشک افسرده خواهد گشت چهره بوی گند می گیرد
مرغکان شوق در آئینه تارش جوشند. من سر تسلیم بر درگاه هر دنیای نادیده فرو می آورم جز مرگ.
من سرودی را که عطری کهنه در گلبرگ الفاظش نهان باشد نمی خواهم من سرودی تازه خواهم خواند، کش گوش کسی نشنیده باشد.
من نمی خواهم اسیر سحر یک لبخند بودن
شراب ناز از یک چشم نوشیدن
قلب من با هر تپش یک آرمان تازه می خواهد سینه ام با هر نفس یک شوق، یا یک درد بی اندازه می خواهد
پرستیدن، نمی خواهم.
من به ناموس قرون بردگیها یاغیم
گو به دار آرزوهایم بیاویزند
عشق با روح شقایق زیباست عشق با حسرت عاشق زیباست عشق با نبض دقایق زیباست عشق در حسرت دیدار تو زیباست
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم مهر 1386ساعت 15:56 توسط حسنا! |
|
|
اینم کیک تولدم قابل شما را نداره
سلام دوستای گلم
این شعر را آقای شایا تجلی نوشتند و تقدیم بنده کردند خیلی
کادوی تولد قشنگی برای من هست راستی۲۷مرداد شدم
۲۷ ساله
در این طلوع
ترانه هام هوای تو را تازه می کنند خوب من دوستت دارم
تولدت مبارک عزیز مهربونم
تابستون ِ ترانه هام ، بانوی مردادی داغ
تو ماهِ نازِ آسمون ، تو بی قراری شبی
اون بوسه ای که بی هوا ، پرمی گیره روی لبی
دوست دارم ترانه چشم ، دوست دارم ترانه لب
دوست دارم غزل نگاه ، قسم به روز ، قسم بهشب وقتی نگام که می کنی ، با اون نگاهِ مبهمت
تفسیر آسمون می شی ، بی اختیار می بوسمت
رنگین کمون تو آسمون ، دل اما بی قرارته
وسعت آبیه غزل ، ترانه آینه دارته
یه ثانیه ندارمت ، دلتنگیه یه ساعته
با تو من آروم می گیرم ، با تو خیالم راحته
نیازِ دم به دم تویی ، به هر زبون تو رُ می خوام
داری به چی فکر می کنی ؟ قشنگ ترین دقیقههام
من از تو دل نمی کنم ، همیشگی ترین بهار
شبنمِ خاطراتِ من ، دوست دارم هزار هزار |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 15:3 توسط حسنا! |
|
|
اين بار برای توقلم مي زنم اي آرامش دهنده ي
تنهائی هام می خواهم بدانی درفراقت چه ها مي
كشم. صداي دردهايم بر پنجره تنهاييم مانده و
تمام شب بيداريهايم در گوشه شب جمع شده.
بودنم در دست باد تنهایی گرفتار است و نبود
توآزار دهنده ي وجودم شده شايد که اين دست
نوشته هاي سياه من را نمی خوانی، اما چه کنم
که دل سوزناكم به اميد روشنايي با تو سخن مي
گويد و چشمان خسته ام براي ديدن يك لحظه
حتي كوتاه تا سپيده ي صبح به انتظار مي
نشيند ... ولی افسوس دل توبا نامهربانيش
روشنايي عشق را در دل من رو به خاموشي مي
بردو طعم تلخ فراق را براي من نمود مي كند
اي برتر از برترين...نمی خواستم هرگز از تو
بنویسم، ولي چه كنم كه نوشتن را راه رهايي
از عطش فراقت مي دانم ، افسوس كه حال نمی
دانم کجایی.....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 20:3 توسط حسنا! |
|
|
تقدیم به بهترین دوستم
تو آخرین طبیبی که لحظه های آخر به داد من رسیدی تو نوری از خدائی که پیغام خدا را به گوش من رساندی به روح من دمیدی زیبا ترین بهاری پایان انتظاری برای من تنها تو یک
حریم امنی تو بهترین دوائی برای خستگیهام من کوله بار عشق را تا پای جان کشیدم در زیر سایه های
خوش باوری خزیدم اما یک قلب ساده ندیدم که ندیدم
من از تکرار حرفِ دوست دارم خسته ام من به اون کس که باید دل ببندم بسته ام ........................................................ مهربانم دوستت دارم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 10:59 توسط حسنا! |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 0:31 توسط حسنا! |
|
|
وقتی گلدون خونمون شکست !! پدرم گفت: قسمت این بود... مادرم گفت:هیف شد... خواهرم گفت: قشنگ بود... داداشم گفت : کاش دوتا داشتم... اما وقتی دل من شکست کسی به فکرش نبود
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 0:19 توسط حسنا! |
|
|
آرزومه كه: - چشم هيچ انساني از غم با اشك آشنا نشه، اگر اشكي باشه اشك شوق باشه. - دنيا ديگه جنگي را تجربه نكنه. - فقر به افسانه تبديل بشه. آدم يه افسانه نباشه. - قابيلي وجود نداشته باشه. - نامردمي از چهره جامعه ما رخت بر بنده. - ظلم، نامي نامانوس بشه. - خون آدما براي هم بجوشه نه براي جنگ. - حاكمان حكيم باشند نه سياستمدار. - نيرنگ . تزوير فقط در داستانها باشه. - روابط انسانها بر پايه عشق پي ريزي بشه. - اجتماع عاري از اعتياد باشه. - لبخند جزء لاينفك زندگي باشه. - اگر دردي باشه فقط درد عشق باشه. - نفريني بر لب نباشه. - پليسي در كار نباشه. - نت عشق در موسيقي زندگي روي پنج خط حامل نگاشته بشه. زنداني پرنده بشه. پرنده بي قفس باشه.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 23:18 توسط حسنا! |
|
|
چه قدر سخته تو چشماي کسي که تمام عشقت رو ازت دزديد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 22:42 توسط حسنا! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
اینو بدون که اگه کسی وارد زندگیت شد و گذاشتو رفت علاوه بر اینکه یه خاطره به جا می ذاره می تونه یه تجربه هم به جا بذاره پس سعی کن خاطره های خوب و تجربه های مفید رو به خاطر بسپاری.....دوست داشته باش تا دوستت داشته باشند
|
| نوشته هاي پيشين |
|
بهمن 1386 آذر 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
| پيوندها |
|
فرياد سوخته عشق ناتمام آه سینه سوزان ایثار گران یادداشت های مجید محبوبی فانوس راه |
|
RSS
|